اشعار صوفی عشقری
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

می نوشتم بيت رنگين رنگ اگر ميداشتم
دامنی را می گرفتم چنگ اگر ميداشتم

روش می شد اصطلاحاتی كه در شعر ‌است
بر سر ديوان خود فرهنگ اگر ميداشتم

قدرتم نبود كه از ميخانه ای ساغر كشم
گرم ميكردم سر خود بنگ اگر ميداشتم

ماه من امروز غمگينی نمی دانم چرا
ساز می كردم برت سارنگ اگر ميداشتم

يا ترا يا خويش را ميكشتم حالا ای رقيب
همچو عياران عالم ننگ اگر ميداشتم

محفل ما از قدوم خشك او افسرده شد
ميزدم بر فرق زاهد سنگ اگر ميداشتم

چاپلوسی نايد از دستم بمانند رقيب
آشنايم ميشدی نيرنگ اگر ميداشتم

عشقری در سينهء من ساز های بی صداست
می شنيد اهل جهان آهنگ اگر ميداشتم

    -------------   

 (كم نمی پنداشت مارا چون طياش كوچه گرد)

(يك دو سه ديوان رنگارنگ اگر ميداشتم)

[ ۱۳۸٤/٦/۸ ] [ ٧:۳۸ ‎ق.ظ ] [ panah ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

رونویسی اشعار صوفی عشقری
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب