اشعار صوفی عشقری
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

مرا خوانی به سويت يا خود آيی
زدست وپای افگندم جدايی

خبرداری كه هرشام غريبان
بيايم بردرت بهر گدايی

پس از عمري كه ديدم ياررا گفت
چه آوری برايم رونمايی

بنازم  آن جوانی را كه دارد
باقليم دلم فرمانروايی

بنازم مشرب رنداندنه ات را
 كه در ميخانه داری پارسايی

رسيده بركف پای تو امشب
كه آيد اشك چشم من حنايی

رقيبا  بگذراز شرط قمار
پرمن زورباشد با دوتايی

ندانم عشقري محو كه گشتی
كه ميباشد غزلهايت فنايي

[ ۱۳۸٤/۱/٢٩ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ panah ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

رونویسی اشعار صوفی عشقری
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب