اشعار صوفی عشقری
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

از چه آهوان تست  نشهء  رميدنها
كشتهء مرا ظالم زين خميده ديدنها

شورصد قيامت را قامت تو برپاكرد
تا به چشم خود ديدم آن همه شنيدنها

فكر خود به سويم گير گوشهء نگاهی كن
اينچنين  نميباشد   بنده   پروريدنها

سرمه گشت اجزايم اينقدرتغافل چيست
حال  من ببين  آخر  تابكی  نديدنها

مو سفيد شد از غم قامتم كمان گرديد
غير مرگ چيزی نيست حاصل خميدنها

نخل ياس من گل كرد اين سخن ببار آورد
نارسايی    هم   دارد    عالم   رسيدنها

ازصف غلامانت بشمر عشقری را هم
گرچه نيست شخص  ‌او  لايق خريدنها

[ ۱۳۸٤/۱/٢۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ panah ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

رونویسی اشعار صوفی عشقری
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب