اشعار صوفی عشقری
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

برايت می سپارم عكس خودرا دلشكار من
كه بعد از مرگ من باشد به نزدت يادگار من

اگر می سوزی تابوتم اگر در خاك بسپاری
بغير از تو كس ديگر ندارد اختيار من

مرا گفتی كه روز و شب خيالت در نظر دارم
چو منظور تو ام صد چرخ باشد افتخار من

اگر صد سال باشم زنده باتو رخ نميگردم
بغير از باختن بردن ندارد اين قمار من

دلی دارم كه از محرومی دارد چشم اميدی
سر راه تو می سوزد چراغ انتظار من

بياد سرمهء  چشمی چنان در بحر سودايم
كه صد خمخانهء می كی كشد امشب خمار من

به علم  ظاهر و باطن چراغ  افروخته با من
بيامرزد خدا استاد و پير پخته كار من

(نثاری ) اين غزل را عشقری ديشب رقم كرده
ببخشايی اگر باشد خطايی در شمار من

[ ۱۳۸٤/٩/۱۸ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ panah ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

رونویسی اشعار صوفی عشقری
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب