عمری خيال بستم يار آشنائيت را

آخر به خاك بردم داغ جدائيت را

در خاك راه كردم دل پايمال نازت

ای بيوفا ندانی قدر فدائيت را

بردی دل از بر من پامال ناز كردی

ای دلربا بنازم اين دلربائيت را

كاكل ربوده ايمان چشم تو جان و دل را

ديگر چه آرم آخر من رو نمائيت را

خوش آنشبی كه جانا در خواب ناز باشی

بر چشم خود بمالم پای حنائيت را

داغ شب حنايت ناسور گشته در دل

زانرو كه من نديدم ايام شاهيت را

شمشاد قامتان را بسيار سير كردم

در سرو هم نديدم جانا  رسائيت را

ای شاه خوبرويان حاكم شدی مبارك

شكر خدا كه ديدم فرمانروائيت را

ای رشك ماه كنعان بودی اسير زندان

شكر خدا كه ديدم روز و رهائيت را

بيخانمان نمودی بيچاره عشقری را

ديديم ای جفا جو خيلی كمائيت را

/ 8 نظر / 23 بازدید
مرواريد

برادر گرامی و محترم ٬ آقای پناه! باسلام وسپاس مجدد بشما. ( ز بس ممنون احسانم ٬ نميدانم چه بنويسم.)

فريد طاهری

اينک غزل کامل صوفی عشقری به اميد موفقيت شما دنياست و خوب ودنيا ليكن بقا ندارد دارد چو بيوفايی يك آشنا ندارد هرچيز و در شكستن فرياد می برآرد اما شكست دلها هرگز صدا ندارد دانی چنار باخود آتش زند چه باعث سرتابپای دست است, دست دعا ندارد شخصيکه بينوا شد خانه بدوش گردد در هر کجا که باشد بيچاره جا ندارد هرچند دختر رز در ميکده عروس است افسوس دستُ پايش رنگ حنا ندارد دلدارِ پرغرورم بسيار مستِ ناز است چون سايه در پيش من, رو بر قفا ندارد اين حرف را به تكرار از هر كسی شنيدم ظالم به روی دنيا ترس از خدا ندارد با رهروئ بگفتم اينراه کدام راه است گفتا که راه عشقست هيچ انتها ندارد کرد هرکه را نشانه يکذره بج نگردد دست قضا بعالم تير خطا ندارد فرزند ارجمندم گرچه قمارباز است ليکن نماز خود را هرگز قضا ندارد نزد طبيب رفتم خنديده اينچنين گفت درد تو درد عشق است هرگز دوا ندارد در صفحهء کتابی ديدم نوشته اين بود صد بار اگر بميرد عاشق فنا ندارد يارب تو کن حفاظت پامانده عشقری را بر دشت حيرت آباد پشتُ پناه

فريد طاهری

اينک غزل کامل صوفی عشقری به اميد موفقيت شما يارب تو کن حفاظت پامانده عشقری را بر دشت حيرت آباد پشتُ پناه ندارد فرزند عشقری مرد درعين نوجوانی در اين زمان پيری برکف عصا ندارد افتاده‌ عشقری را بالای خاك ديدم گفتم به اين اديبی يك بوريا ندارد

فيض

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته! دوست گرامی صفحه تنویر با مطلب جدید منتظر قدم های گرام و پر حرارتی تان است و امید با نظریات جهت بخشتان حدیقه تنویر را افتخار و رونوق بخشید. به امید شکست امریکا در افغانستان انشاءالله

فردوس شاهد

سلام: جناب پناه را مخاتب قرارداده مینوسیم که : به ارزوی صحت مندی شما, ایا این تمام اشهار صوفی است من میخواهم که تمام اشعار صوفی را جمع اوری کنم و یک آرشیف از ان داشته باشم اما تابه حال قادر نشدم امیدکه شما من را کمک کنید

سلطان

سلام دوست نازنین ازینکه شعر مقبول و با معنی جناب عشقری را درینجا درج کرده اید سپاس فراوان از شما با کمال معذرت میخواهم پیشنهادی کنم در مورد مصره دوم این شعر که چنین آغاز میگردد سرخاک ره ات کردم دل پایمال نازت به عوض در خاک راه ات کردم .. امید است کوچک نوازی کرده آنرا تغیر دهید و بنده را احسانمند خویش سازید

طراحی سایت

طراحی حرفه ای وب سایت در هونیاک www.honiac.ir info@honiac.ir[لبخند]