می نوشتم بيت رنگين رنگ اگر ميداشتم
دامنی را می گرفتم چنگ اگر ميداشتم

روش می شد اصطلاحاتی كه در شعر ‌است
بر سر ديوان خود فرهنگ اگر ميداشتم

قدرتم نبود كه از ميخانه ای ساغر كشم
گرم ميكردم سر خود بنگ اگر ميداشتم

ماه من امروز غمگينی نمی دانم چرا
ساز می كردم برت سارنگ اگر ميداشتم

يا ترا يا خويش را ميكشتم حالا ای رقيب
همچو عياران عالم ننگ اگر ميداشتم

محفل ما از قدوم خشك او افسرده شد
ميزدم بر فرق زاهد سنگ اگر ميداشتم

چاپلوسی نايد از دستم بمانند رقيب
آشنايم ميشدی نيرنگ اگر ميداشتم

عشقری در سينهء من ساز های بی صداست
می شنيد اهل جهان آهنگ اگر ميداشتم

    -------------   

 (كم نمی پنداشت مارا چون طياش كوچه گرد)

(يك دو سه ديوان رنگارنگ اگر ميداشتم)

/ 3 نظر / 35 بازدید
زينت

سلام پناه عزيز/ اميد خوب باشيد/ سروده ای بسيارزيبا را انتخاب كرديد/ يا ترا يا خويش را ميكشتم حالا ای رقيب//همچو عياران عالم ننگ اگر ميداشتم//شعراوحماسهء فرهنگ پاكيزه شرقی است، وبيانگرصاف ترين وخالص ترين خواستن ها كه با زبان ساده وروان كوچه ها وپس كوچه كابل دل ودماغ را تازه وروستايی ميكند./ شاد باشيد /

نوري

چاپلوسی نايد از دستم بمانند رقيب/ آشنايم ميشدی نيرنگ اگر ميداشتم/ بسيار حظ بردم. چه خوب است که در بحث ما شرکت فرماييدو نقد وتامل بر کتاب اخير جناب کاظمی . تشکر

جمال

بسیار زیبا پناه عزیز! کلام عشقری مرحوم کلام دل است که با آن همه سوز و سادگی اش بر دل می نشیند. اخلاص تان واقعا قابل قدر است. خداوند کریم برایتان اجر نیک عطا فرمایند.