با سپاس محترم فرید طاهری !لبخند

مجنون صفت بناله و فریاد میروم
در بیستون بدیدن فرهاد میروم


من صید نیم بسمل از یاد رفته ام
بالک زده به خانهء صیاد میروم


بی قسمتی نگر که پس از عمر یار من
خواهد که یاد من کند از یاد میروم


روشن نشد چراغ امیدم بشام مرگ
یعنی ازین جهان دل ناشاد میروم


یارم اگرچه نیست ولیکن بکوی او
بهر تسلئ دل ناشاد میروم


شد عمر ها که قامت سروش ندیده ام
از یاد او به سایهء شمشاد میروم


تیر نگاه او بدلم میرسد چو برق
از بیم اگر به خانهء فولاد میروم

هردم شهید و بیکس و بیخانمان شدم
آخر زعشق روئ تو برباد میروم


هستم بجان غلام دل عشق بار خویش
هرجا زگلرخی که خبر داد میروم


از گلرخان کابلی آزرده دل شدم
در سوئ هند هرچه که رُوداد میروم


بی سیم و زر چو سیم بران یار من نشد
هر روزه در زیارت زرداد میروم


از بسکه در فراق رُخت ناتوان شدم
در سوئ کعبه از پی امداد میروم


جائی نموده ام درکِ یار با وفا
این بیوفا اگر دل من داد میروم


دانستم عشقری پی خوبان فتاده اِی
از خاطرت بملک پریزاد میروم

/ 7 نظر / 43 بازدید
بينـا

شاهد عزيز سلام! از نظر نيک تان تشکر. و تشکر بی نهايت از اينکه يکبار ديگر نام حضرت صوفی غلام نبی (عشقری) يکی از صوفيان و شاعران بی نظير معاصر کشور را به صفحهء پناه به نمايش گذاشتید. من افتخار ميکنم که با يکی از دوستان به جان برابرش حضرت صوفی حيدری وجودی مدت پنج سال در کنار هم بودیم و از داشته های شان استفاده نمودم . همچنان حضرت صوفی حیدری وجودی قصه های را که به چشم دیده بود از حضرت عشقری برایم نقل میکرد. اگر اشعار مرا مرور کنید به وضاحت می بینید که من یکی از پیروان مکتب صوفی عشقری هستم. شاهد عزیز! در بارهء حضرت عشقری هر نوع معلومات ضرورت باشد بنده بدون سهل انگاری در بست در خدمت خواهد بود زیراکه این وجیبه همه ء ماست تا به نام همجو شاعران خود ببالیم.

ظریفی

سلام پناه عزیز! با بخوانش گرفتن پیام شما در کامنت شاعر گرانقدر بینا صاحب بیاد شما افتادم آودم اینجا که چه باهمان زیبایی دارسته شاعر و طن صوفی بزر گوار عشقری صاحب را بیاد می اورد. هر چند دیریست بایکدیگر ملاقی نشده ایم و لی یاد شما همیشه در همان روم های پال به خاطر من است باصحبت ها سرود ها ی گرم ودوست داشتنی شما. اینجا بادیدن نام آقای فرید طاهری بیاد کالیفر نیا شدم اگر ممکن باشد لینک وبلاک شانرا لطف کنید تا خودرا بیاد شان بدهم دیریست ازو شان بیخبرم . عر ض حر مت حضرت ظریفی

بينـا

شاهد نازنين سلام! سپاس گذارم که به کلبه ام سر زديد ازين به بعد در ارتباط خواهم بود اما چکنم که کار و بار دفتر و دروس دانشگاه نيز زياد است وگرنه زيارت کردن دوستان سنت است. صوفی صاحب می گويد: عشق اگر در کار و باری زنده گی ام ميگذاشت کرهء مهتــــاب رفـتـن نزد مـــن نصـــوار نبـــــــود زنده و سلامت باشی جانم!

مروارید

برادر مهربانم سلام. ازینکه گاه گاهی از ما خبر میگیرید در پناه خدا باشید. ممنون محبتهایت. شاد و شاداب باشید.

یحیی

برادر نهایت عزیز سلام! به امید صحت و سلامتی اگرچه وصف شما درین متن نگنجد از کوشش های گرانبهای شما جهت ترتیب این وبلاگ ممنون و سپاس! والسلام

بهمن

به مجتمع وبلاگ های افغانستان بپیوندید. http://www.afghan-blogs.blogfa.com

قندآغا

اکر کسی واقعاٌازطی دل بخواند قدر این اشعر هارا باید بداند